الشيخ المنتظري

91

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

بعد از من خوارج را نكشيد « لاَتَقْتُلُوا الْخَوَارِجَ بَعْدِى ; فَلَيْسَ مَنْ طَلَبَ الْحَقَّ فَاَخْطَأَهُ كَمَنْ طَلَبَ الْبَاطِلَ فَاَدْرَكَهُ » ( بعد از من خوارج را نكشيد ; زيرا كسى كه طالب حق بوده و خطا كرده ، مانند كسى نيست كه طالب باطل بوده و آن را دريافته است . ) حضرت فرموده اند بعد از من با خوارج جنگ نكنيد ، و در بيان علّت مىفرمايند : آن كسى كه در جستجوى حق است و در مسير حق طلبى خود اشتباه مىكند ، مانند كسى كه دنبال باطل مىرود و به هدف خود هم مىرسد نيست . مقصود حضرت مقايسه بين معاويه و اصحاب او با خوارج است ; معاويه و اصحاب معاويه از اوّل دنبال باطل بودند ، آنها براى رسيدن به دنيا و مقام و ثروت دنيا تلاش مىكردند ، ولى خوارج دنبال حق مىگردند امّا در تشخيص حق اشتباه مىكنند . فرق خوارج با معاويه در عوام هم خشكه مقدّسهايى بوده اند كه از خدا و پيغمبر هم جلو مىزدند ، اينها بالاخره دنبال حق مىرفتند و با معاويه كه در راه باطل بود و براى رسيدن به جاه و مقام حركت مىكرد فرق دارند ; اينها حق طلبان گمراه بودند ولى آنها دانسته دنبال باطل مىرفتند ; اگر خوارج به مردم آزارى نمىدادند و به ايجاد مزاحمت براى مسلمانان دست نمىزدند و در راه خود بودند - گرچه در راه انحرافى بودند - حضرت با آنها جنگى نداشت ; و اين جنگ و جهادى كه حضرت امير ( عليه السلام ) با آنها كردند براى اين بود كه آنها در مسير حق طلبى خود به ايجاد مزاحمت براى ديگران هم دست مىزدند و مردم را به ناحق مىكشتند . اشكالى كه در اينجا كرده اند اين است كه اگر حضرت فرموده خوارج را نكشيد ، پس چرا خودشان آنها را كشتند ؟ جوابش اين است كه اينها مردم را به بدعتهاى خود دعوت مىكردند و آنها را به ناحق مىكشتند و در مقابل حضرت امير ( عليه السلام ) كه